خدا نکند کسی بهت بگوید:زیاد برایم دعا کن دلت به لرزه می افتد که مگر چه شده انقدر مضطرب و بیتاب شده.. بعد اگر شرایطش باشد؛مشکلش و گرفتاریش را جویا میشوی و در صدد رفع آن برمیایی. ولی خدانکند شرایط پرسش نباشد دیگر دلت تاب نمی آورد.. در خلوت و در خواب و بیداری فکرت، ذکرت با اوست پیش او.. که آیا مشکلش حل شد؟! آیا دغدغه اش برطرف شد؟! خلاصه هرجا میروی و یا می نشینی میگویی: دوستان یک نفر خیلی ملتمس دعاست برایش دعا کنید... میدانم که نگفته متوجه منظورم شدی... آری صاحب و مولا و سرور و همه چیز من و تو... پیغام داده که: واکثر الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم کاش آب میشدم و این جمله را نمیشنیدم کاش از شنیدن این جمله دق میکردم کاش... وکاش... حداقل دعا میکردم...از آن دعاهایی که با اضطرار است از آن دعاهایی که همه ی امیدت قطع شده... از همانهایی که همه را بسیج میکنی که آی دوستان فرد مضطری ملتمس به دعاست...دعایش کنی... آه که باید دق کرد از این غربت .. از این تنهایی... سلام مولای غریب.. صاحب عالم و آدم باشی و اما تنها!!! نمک سفره مان به دعای شما باشد و اینقدر تنها.....
از باباکرم چه میدانید؟ باباکرم شخصی بوده ازلاتهای قدیم. به اسم رسمی کرم کریمی.قصاب محله بوده وهمه از او حساب میبردند. وقتی از کوچه پس کوچه های محله گذر میکرد بچه های فقیر ویتیم وبیچاره ای در طول مسیرش بودند که هر روزه به آنها کمک میکرد و با یک آبنبات آنها را خوشحال میکرد.طوری شده بود که این بچه ها اورا دوست داشتند و بابا کرم صدا میکردن. وهر وقت از دور میآمد بچه ها با شادی دست میزدند و صدا میزدن باباکرم. باباکرم... و آقاکرم قصاب هم برای خوشحال کردن بچه های فقیر یک سر و گردن و نیز با حرکات دست و مدل بابا کرم امروزی از کنار آنها میگذشت و بعدها درکاباره ها با اضافه کردن حرکات دیگر رقص بابا کرمی را تکمیل و تا هم اینک ماندگار و از رقصهای به نام ایرانی باقی ماند.